اترک الترک ولو کان ابوک.

ترک را ترک کن حتی اگر پدرت باشد.

 

ولادیمیر مینورسكی ( خاورشناس معروف و استاد دانشگاه لندن ): " هر جا كه پرسش حل نشده ای در زمینه فرهنگ قوم های شرق باستان پدید آید ترکان بی درنگ دست خود را همان جا دراز می کنند ".

منبع:
Pan Turkism, par minorsky dans ensycolpdie de islam, Livraison N. P. 924 Akopov

 

ضرب المثلهایی در مورد ترکان در اروپا:
Etwas türken -1= به معنای کلک زدن و یا سر کسی را کلاه گذاشتن (آلمانی)
Für einen Türken ist das Stadtinnere ein Gefängnis -2= برای یک ترک شهر مانند یک زندان است ( غرض بی تمدن بودن می باشد)(اتریشی)
Fort mit dem Geld, ehe die Türken kommen -3= پولت را خرج کن تا ترکها نیامده اند (غرض: تا کس دیگری سرت را کلاه نگذاشته، پولت را به میل خودت خرج کن) (آلمانی)
Lieber die Grausamkeit der Türken als die Gerechtigkeit der Beduinen -4= وحشی گری ترکان به از عدالت اعراب (آلمانی)
Wohin des Türken Pferd tritt, da hört das Gras auf zu wachsen -5= آنجایی که سم اسب ترکان رفته، دیگر علف نمیروید.(اتریشی)
Des Türken Ehre liegt auf seinem KnieWenn er aufsteht, fällt sie herunter -6= شرف ترک روی زانوی اوست، وقتی بایستد شرفش به زمین میافتد. (آلمانی)
 

Gib einem Kinde, aber versprich ihm nichts, so wenig wie einem Türken -7= به ترک همانند یک بچه اگر چیزی خواست بده ولی به او قول و وعده نده. (سوئیسی)

برای اطمینان از صحت این ضرب المثلها کافیست آنها را پس از 
Copy و Paste در Google جستجو کنید.

بلی ترکان چنینند.

 

به حق باید ترکان را بزرگترین مخترعین شکنجه دانست. در اینجا فقط به گوشه ای از جنایات ترکان در تاریخ ایران در رابطه با شکنجه های بیمانند در تاریخ بشری می پردازم: 

شقه کردن:
این شکنجه و درنهایت قتل، در همه دوران 900 سال حکومت ترکان در ایران اعمال میشده. یا محکوم بدبخت را از پا آویزان کرده، از پایین با تبر و یا شمشیر به دو قسمت شقه میکردند و یا او را با تیری بسته و با اره او را آرام آرام از فرق سر به پایین میبریده اند. این نوع وحشیگری در زمان ترکان صفوی بسیار محبوب ترکان بوده تا ایرانیان را به وحشت بیاندازند.

آدمخواری:
در دوران صفوی از مجازاتهای مهلک آن زمان خوردن محکوم به آرامی و زنده زنده بوده است. صفویها آدمخوارانی نگه می داشته اند که به دستور شاه ترکان، انسان را به طرزی آرام میخوردند تا وی حداکثر زجر را کشیده و مرگ وی به درازا کشیده شود. این افراد را "چیک" مینامیدند. بعد هم از ایشان از جمجمه قربانی خود، جام میساختند.
The Crowned Cannibals: Writings on Repression in Iran - Page 22 by Reza Baraheni - Political Science - 1977 - 279 
بد نیست بدانید که در چین هم چنین شکنجه ای تا به قدرت رسیدن کمونیستها انجام میشد که با این عمل مشابه بود. این نوع شکنجه را مغولان با خود به چین آوردند که محکوم را بسیار آرام با بریدن گوشت و اعضای او طوری شکنجه میکردند که مرگ او تا حداکثر زمان به تعویق بیافتد. البته مغولان گوشت آدمی را نمیخوردند. این نوع شکنجه این بار از طریق دیگری، هم خانواده بودن ترکان و
مغولان را ثابت مینماید. این نوع مرگ در چین قدیم به 
凌遲 / língchí معروف بوده است.

چشم درآوردن:
آدمی گمان می کند که با گذشت زمان، ترکان هم با آدمیت و انسانیت خو گرفته و از سبعیت شان کم شده است. ترکان از این دسته آدمان نبوده اند. در زمان قاجار، وحشیگری ترکان چند برابر میشود. چشم درآوردن انسان برای ترکان قاجار کاری مانند آب خوردن بوده است. آغامحمدخان قاجار فقط در شهر کرمان به روایت سر پرسی سایکس هفتاد هزار چشم از حدقه مردم درآورد.


میخکوب کردن:
تا قبل از پهلویها، ترکان قاجار تفریحات جدیدی را به اجتماع ارائه دادند که میخکوب کردن از این قبیل بود. خصوصا در اصفهان این عمل جزو تفریحات ظل السلطان، پسر ناصرالدین شاه قاجار بود که او تا 80 درصد از ساختمانهای زیبا و تاریخی اصفهان را نابود کرد. پس از قاجار، پهلویها سینما و تئاتر را جایگزین این اعمال کردند.

قپانی کردن:
واژه قپانی، واژه ای 100درصد ترکی- مغولی می باشد  که در زمان قاجار "اختراع" شد. یک دست محکوم را از بالای کتف او به پائین آورده و از پائین به دست دیگر او میبندند. سپس او را از محل دستبند آویزان میکنند. به طرزی فجیع، دردآور و آرام، کتفهای او از جایشان خارج میشود. آیا نباید ترکان به خود بابت اینهمه نوآوری افتخار کنند؟

 

سر بریدن:
البته سر بریدن در همه جای دنیا وجود داشته. ولی بد نیست بدانید که ترکان قاجار گاهی برای تفریح زنان حرمسرای خود، میرغضب را به قصر خود فرا خوانده و او با علاقه خاصی و به طرزی نمایشی، سر بیگناهی را می برید. امروزه در جوامع عادی، برای تفریح به سینما و پارک می روند. این عمل خصوصا در زمان ناصرالدین شاه رواج داشته است.

جلوی توپ بستن:
به محض ورود اولین توپ جنگی به ایران، ترکان صفوی و خصوصا ترکان قاجار به جنبه های تفریحی این ابزار جنگی پی بردند. به این ترتیب در میدانهای عمومی محکوم بینوا را به جلوی توپ بسته و شلیک می
کردند.

تاج گِلی:
اختراع این شکنجه را به آغامحمد خان ترک قاجار نسبت میدهند. چرا که پیش از او چنین شکنجه ای در تاریخ ایران ثبت نشده است. او برای به دست آوردن جواهرات نادرشاه، نوه او به نام شاهرخ میرزا را شکنجه کرد. شاهرخ میرزا مقاومت نمود. بنابراین آغامحمدخان دستور داد تا با گل، چیزی شبیه تاج بر سر شاهرخ میرزا بسازند و در آن سرب مذاب بریزند. پس از این شکنجه عجیب، شاهرخ میرزا جای جواهرات را لو داد ولی بر اثر این شکنجه وحشیانه، درگذشت.


ریدن و شاشیدن:
در زمان قاجار، برای تحقیر محکومین، ایشان را قبل از اعدام به مستراح انداخته و هرچندگاهی بر روی او ادرار میکردند. چنان که با میرزا رضا کرمانی چنین کردند. این عمل در ترکیه تا چند سال پیش معمول بود. در گزارشهای سازمان ملل و سازمان عفو بین المللی شواهد بسیاری در دست است. خصوصا این عمل در مورد کرد های دستگیر شده، اعم از زن و مرد و کودک اعمال میشده. این در حالیست که ترکان از 30 سال پیش علاقه به ورود به اتحادیه اروپا نشان می داده اند.

تجاوز:
این عمل در تاریخ ترکان بسیار زیاد بوده. ایشان نه فقط به زنان، بلکه به مردان نیز تجاوز کرده و میکنند. آغامحمدخان ترک قاجار پس از فتح تفلیس دستور دادکه به تمامی افراد ذکور در هر سن تجاوز شود که چنین کردند.

از دیگر تفریحات ترکان در ایران پوست کندن، به تیر کشیدن و چهارتکه کردن است که این را نیز به ترکان تبریک می گوییم.

 

قالب پوست:
برای این کار، ترکان دست چند اسیر را محکم می بستند و در کنار هم می نشاندد. استاد سلمانی سر اسیران را چنان از ته می تراشید که موها ریشه کن شود در همین حال چند سلاخ ماهر و چیره دست شتر تازه بالغی را می کشتند و تکه تکه می کردند و پوست ضخیم و آویخته گردن او را با نخ چنان بهم میدوختند که قالب هائی از پوست به اندازه سر اسیران درست می شد و این قالب های پوستی را بر سر تراشیده تک تک اسیران می گذاشتند. قالب ها چنان جزم و جفت سر اسیران رادر میان می گرفت که پنداری دست یا پای شکسته را به گچ گرفته ای.سلاخ ها از هر گردن یک شتر پنج یا شش قالب درست می کردند. معمولا اکثر این قربانی ها پس از یک یا دو روز می مردند. اما اگر در آن میان کسی دوام می آورد به مانقورت بدل میشد. این شکنجه که به نام «قالب پوست » معروف بود از همان لحظه ای که شروع می شد که قالب را بر سر بی موی اسیر می چسباندند سپس دست و پای وی را زنجیر می کردند و مالبند چوبینی دور گردن وی می انداختند که نتواند سر خود را به زمین بگذارد یا به جایی تکیه دهد و به این ترتیب اسیران را در زیر آفتاب سوزان رها می کردند

 

اگر یکی از آن پنج شش نفر زنده می ماند به مانقورت انسانی به حافظه و دور ازعقل معرفت تبدیل می شد. نکته اینجا بود که گرسنگی و تشنگی، اسیران را از پا درنمی آورد، این قالب چنان اندازه گیری شده بود که رفته رفته تنگتر می شد و سر میان منگنه میگذاشت و جمجمه را می فشرد. فشار هر لحظه بیشتر می شد. 
نور آفتاب قالب پوست را از آب تهی می کرد و قالبی که ابتدا بی آزار به نظر می رسید حالا مثل یک کلاه آهنی بود. بعد از دو روز موهای تراشیده شده اسیر بیچاره شروع به روییدن می کردند. موهای اسیران کمتر امکان داشت که به قالب فرو رود و غالباً خمیده می شد و دوباره در سر اسیران فرو می رفت و بدینگونه اسیر بی چاره عقل خود را از دست می داد. حتی اگر یکی از آن میان زنده می ماند نتیجه آزمایش را رضایت بخش می دانستند.

 

اسیر زنده از نعمت عقل بی بهره بود. مانقورت به کلی از خویشتن بی خبر بود: نمی دانست از کدام قبیله و تبار است، نام خود و پدر و مادر خود را نمی دانست، دوران کودکیش را به یاد نمی آورد، چیزی از گذشته نمی دانست و بی خبر از آنکه به سرش آمده بود. چنین برده ای برای صاحب خود امتیازات بی شماری داشت: انسانی بود مطیع و بی آزار، هرگز زبان به اعتراض نمی گشود، هرگز به فکر فرار نمی افتاد. 
بد نیست بدانید که "مانقورت" واژه ای مغولی میباشد که در زبان ترکی هم وجود داشته و قرابت ترکان و مغولان را بار دیگر به اثبات میرساند.

 

غذای درندگان 
با پیدایش "آتش"، خوامخواری نیز کم کم از بین رفت و انسان به تمدن نزدیکتر شد. اصولا کسی که یکبار غذای پخته خورده باشد، به گوشت خام رغبتی نشان نمیدهد. حتی حیوانات نیز چنینند. خوردن گوشت خام میان مسلمانان قباحت دارد.
در اين باره از قول امام صادق (ع ) نقل شده :
((قال سالته عن اكل اللحم النى فقال هذا طعام السباع ))(بحار ج 66 ص 71)
مردى مى گويد از امام ششم (ع ) درباره گوشت نيمه خام سوال كردم . آن حضرت فرمودند اين غذاى "درندگان" است .
و نيز امام باقر(ع ) از پيامبر((ص )) نقل مى كند:
ان رسول الله (ص ) نهاى ان يوكل اللحم غريضا و قال انما ياكله السباع ))(بحار ج 66 ص 71)
رسول خدا نهى مى فرمود از خوردن گوشت نيمه خام و مى فرمود: آن غذاى "درندگان" است .

ولی ترکان چنین نیستند. ایشان همچنان گوشت خام میخورند که با تمدن و حتی اسلام، همخوانی ندارد. به طور مثال غذای 
Çiğ Köfte که با گوشت خام تدارک دیده میشود و خام هم خورده میشود. (Çiğ = خام) و (Köfte = کوفته). گوشت خام را با بلغور خام قاطی کرده و ورز میدهند و خام می خورند.


با توجه به سخنان پیامبر اسلام، مبنی بر درنده بودن کسانی که گوشت خام میخورند، باید گفت که این سخن چندان هم اشتباه نیست. در زمان صفویان حتی آدمخواری را ترکان در ایران رواج دادند. ایشان گوشت آدمی را خام میخوردند. اینگونه افراد را در دوران صفوی Çiğyiyan مینامیدند. (عزیزالله بیات، تاریخ ایران از آغاز تا سلسلة پهلوی با نقد و بررسی منابع هر سلسله، (تهران: جهاد دانشگاهی واحد شهید بهشتی، ۱۳۸۴)، ص۵۵۴.)

  

رابطه ملت ایران با ترکان ( نه آذری زبان های عزیز ) را بسیار ساده و جامع و فقط در چند خط میتوان توصیف کرد:
تصور کنید که شما میهمانی دارید که به زور و با شکستن در وارد خانه شما شده و 900 سال است که سر سفره چیده شما نشسته و مانند انگلی، کارش خوردن و ریدن است. گاهگاهی این میهمان ناخوانده به زن و بچه شما تجاوز هم می کند. در ضمن این میهمان، شما را از دنیای خارج نیز منزوی ساخته است. او حتی به زبان میزبان هم صحبت نمی کند. 
تا اینجایش به کنار.
ولی آن میهمانی را در ذهن خود تجسم کنید که به کنار سفره برده خود نشسته و از قهرمان بازیهایش لاف میزند و در ضمن به برده خود فحش میدهد که چرا باید در خانه میزبان و سر سفره میزبان، با میزبانش به زبان او به او دستور بدهد که غمبل کن!

 

ترکان بنا به سرشت خود، در هر گوشه از دنیا مشهور به خونریزی و نابودگری هستند. نمونه آن در روسیه، تاریخ روسیه را به شدت دگرگون کرد. ضعف داخلی سیاسی روسیه تزاری در قرن 16 میلادی، باعث شد که ترکان وحشی تاتار در بخش "خانات غازان" سر به شورش بکشند و دست حکومت مرکزی روسیه را از سیبری دور کنند.


ترکان وحشی تاتار نه تنها در منطقه "خانات غازان" خود را جدا کردند، بلکه دست به پاکسازی قومی زده و صدهاهزار انسان از اقوام دیگر را کشتند و یا پاکسازی قومی نمودند. ضعف حکومت مرکزی روسیه به جایی رسید که رهبر تاتارها با نام "اولوغ محمد" رویای تصرف مسکو را در سر داشت و به آن مسیر لشگرکشی نمود. اما تاتارها، "ایوان چهارم" ملقب به "ایوان مخوف" را دست کم گرفته بودند.


این تزار روسی که شترنج باز مشهور و ماهری بود، در صحنه نبرد از تاکتیکهای شتـرنج بهره گرفته و به زودی به نتایج درخشانی دست یافت. او با باز کردن جبهه های دروغین در مکانهای مختلف، تاتارهای ترک را وادار کرد تا قوای خود را در امتداد کل جبهه پخش و پلا سازند. در ضمن ایوان مخوف با صرف وقت و هزینه زیاد، ماموران مخفی زیادی را عازم مناطق تاتار نشین کرد که افسانه "میشل استروگف" جزئی از این حرکت تاکتیکی ایوان مخوف میباشد. این رمان تخیلی که از حقایق آن زمان نشئت گرفته شده بود، توسط "ژول ورن" به سال 1876 نوشته و چاپ شد.

  

به محض وقوع اولین پیروزی قوای روس بر ترکان تاتار وحشی، ایوان چهارم دستور ساختن کلیسای بزرگ "بازیلیوس مقدس" در محل کنونی خود "میدان سرخ مسکو" به سال 1552 را داد. ولی سه سال بعد ایوان چهارم دستور خراب کردن این بنای چوبی را داده و به آرشیتکت معروف روسی "Postnik jakovlev" دستور ساخت بنایی نو را داد. این بنا، یکی از مشهورترین بناهای دنیا شده است. پس از هر پیروزی بر ترکان وحشی تاتار، به این کلیسا یک گنبد اضافه شد که بنای زیر آن گنبد، خود یک کلیسا میباشد که تعداد آنها در مجموع 8 عدد میباشند. جالب است بدانید که لقب "مخوف" از زبان روسی به فارسی، انگلیسی و یا آلمانی به اشتباه ترجمه شده. معادل فارسی Grosny همانا "سختگیر" میباشد و نه مخوف.

بنابراین کلیسای "بازیلیوس مقدس" سمبل نابودی ترکان وحشی تاتار و پیروزی تمدن بر وحشیگری میباشد.

 

ترکان ( نه ترک زبانان ) قومی مهاجرند. از خود خط و آرشیتکتی و غیره ندارند. البته این خصوصیتها را همه اقوام بدوی و چادرنشین دارند. ماوای ترکان آسیای مرکزی میباشد. پیدا کردن مسیر مهاجرت ترکان بسیار ساده است. فقط کافیست رد پای خونین ترکان را دنبال کنید تا تاریخ مهاجرت ترکان را دریابید.

کشتار میلیونی و پاکسازی قومی ارامنه در ترکیه، نبردهای قومی و کشتار کردها در ترکیه و ایران جزئی از اهداف ترکان وحشی جهت نشان دادن "ترک" بودن این نواحی از ازل تا ابد میباشد.

 

ولادیمیر مینورسكی ( خاورشناس معروف و استاد دانشگاه لندن ): " هر جا كه پرسش حل نشده ای در زمینه فرهنگ قوم های شرق باستان پدید آید ترکان بی درنگ دست خود را همان جا دراز می کنند ".

منبع:
Pan Turkism, par minorsky dans ensycolpdie de islam, Livraison N. P. 924 Akopov

 

ترک ها از صهیونیستها بدترند.

متاسفانه بزرگترين بازنده ي شرايط كنوني هم ميهنان آذري ما هستند تا امروز كسي نمي پرسيد چرا بازار در دست آذريان است و يا مقامات حكومتي آذري هستند كه به راستي نسبت تصدي ايشان با اقوام ديگر قابل مقايسه نيست و به صورت سنتي از دوران قاجار اين نسبت حفظ شده است, با اينحال هيچگاه اگر گلايه اي هم مطرح مي شده بر حسب قوميت نبوده اما با اين ديوانه بازيهاي پانتركان كه تصور كردند تجزيه ي كشوري سه هزار ساله به راحتي زوزه ي گرگي كشيدن است نه تنها چيزي به دست نخواهند آورد بلكه همه ي اين امتيازات سنتي از دست خواهد رفت چون ايشان خودشان عامل تحريك ديگر قوميتها و حساس شدن آنها هستند


بلوچ نگین آریایی

قوم بلوچ، ایرانی نژاد و همانند کُرد، لُر ، فارس، آذری، تاجیک و... شعبه‌ای از نژاد آریایی ایران می‌باشند. 
جنایات مغول ها يكي از بدترين دوران تاريخي براي بلوچستان بود چرا كه تركهاي مغولي كه بسيار وحشي بودند بدون رحم به قتل وعام مردم بلوچ دست زدند بطوريكه در تاريخ اورده اند چنگيز به سختي بعد از يك ماه نبرد توانست بر ان چيره شودو بعد از تسلط بر انجا به كشتار بلوچها زد كه اين خود نشاندهنده مظلوميت بلوچ است.
بلوچها متحمل ظلم و ستمهاي متعددي شده اند اما قساوت و جنايات  تركان قاجار بر عليه مردم بيدفاع و بيگناه بلوچ خود داستاني بس دردناك، رنج آور، غم انگيز و نفرت انگيز است. لشكريان  تركان قاجاريه بعد از قتل عام هزاران بلوچ، حدود سي هزار مرد اسير بلوچ را به طريق وحشيانه اي سر بريدند و كشتند.
در دوران ننگين بار ناصرالدین قاجار نه تنها مرزهاي جنوب شرقي بلكه مرزهاي غرب كشور از ايران جدا شد و لكه ننگي بر تركهاي قاجار بجا ماند و بلوچستان عزيز با 25 شهر از خاك ايران جداشد.

 

افسانه و یاوه ، دروغ پردازی های بافته شده توسط پان گرگ های محترم است که آنان را مضحکه محافل آکادمیک اروپا و آمریکا و ... ساخته است. مردمان عادی کشورهائی چون سوئیس ، اتریش و ... هم که هیچ فرصتی را برای کوبیدن تورک ها عزیز از دست نداده و نمی دهند و در ضرب المثل هایشان تورک ها نماد درندگی ، وحشیگری و انواع رذیلت های اخلاقی هستند. آنها پیشتر ، بیشتر و بهتر از ما تورک ها را شناخته اند.
مطالب دیگری را هم مطرح فرموده اید که بارها و بارها در سایت های مختلف به آنها پاسخ داده شده است و دوستان عزیز با سرچ در گوگل و مراجعه به آن سایتها می توانند پاسخ آنها را بیابند. شاید ترکها به اندازه ی کافی وقت و حوصله داشته باشند که ادعاهایشان را در جاهای مختلف تکرار کنید ولی من و امثال من فرصت و علاقه نداریم که تکرار مکررات کنیم. به ویژه آنکه نیازی هم به آن نیست.

 

آن که با گرگان مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند.


رحمت آوردن بر گرگ بي‌رحم، بي‌حرمتي به مردم است. پس دندانهاي گرگ را بکشيد و خود گرگ را هم بکشيد، چه توبه گرگ، مرگ است و مرگ گرگ و امنيت، از حقوق مسلم و بديهي مردم است که درباره آن سستي و کاهلي از هيچ کس پذيرفته نيست. پس گرگ‌ها را بکشيد.

 

عارف قزوینی:

ز عشــق آذر آبــادگـانــم آن آتـش
نهان ز سينه و در هر نفس شرر ريز است
چه سان نسوزم و آتش به خشك و تر نزنم
كه در قلمرو زرتشت حـرف چنگيز است